رضا بازوند در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی دیار رومشکان اظهار داشت: وقتی درباره حافظ صحبت میکنیم، معمولاً خیلی زود سراغ اطلاعات آماده میرویم؛ اینکه چه زمانی زندگی کرده، چه آثاری داشته و معنی یک بیت چیست. این اطلاعات لازم است، اما اگر همه مسیر شناخت حافظ همین باشد، نوجوان فرصت نمیکند با شعر او گفتگوی شخصی داشته باشد.
وی افزود: بهتر است از سؤال شروع کنیم. مثلاً از نوجوان بپرسیم چرا بعد از چند صد سال هنوز شعر حافظ خوانده میشود؟ یا اگر قرار بود امروز با حافظ مصاحبه کند، از او چه میپرسید؟ همین سؤالهای ساده میتواند ذهن نوجوان را درگیر کند و او را به جستجوی پاسخ برساند.
این خبرنگار ادامه داد: میتوان سؤالها را از زندگی روزمره نوجوان هم شروع کرد. اگر موضوع بحث انتخاب دوست باشد، میتوان پرسید آیا در شعر حافظ چیزی پیدا میشود که به اعتماد و شناخت آدمها مربوط باشد؟ اگر نوجوان درباره آیندهاش نگرانی دارد، میتوان شعرهایی را پیدا کرد که از امید یا گذر از سختی حرف میزنند. در این حالت، نوجوان برای پیدا کردن ارتباط، خودش شعر را جستجو میکند.
وی گفت: رسانهها و مجموعههای فرهنگی هم میتوانند به جای انتشار مطالب تکراری، پرسشهای کوتاه و جذاب مطرح کنند. مثلاً یک بیت را منتشر کنند و از مخاطبان نوجوان بخواهند برداشت خود را بنویسند. پاسخها میتواند شروع یک گفتگوی واقعی باشد.
وی افزود: حتی اختلاف نظر هم ارزش دارد. اگر دو نوجوان از یک بیت دو برداشت متفاوت داشته باشند، نباید فوراً یکی را رد کرد. میتوان درباره دلیل هر برداشت صحبت کرد و بعد به سراغ توضیح دقیقتر شعر رفت. این روش، نوجوان را به خواندن با دقت و فکر کردن عادت میدهد.
این خبرنگار در پایان گفت: حافظ را اگر فقط برای امتحان حفظ کنیم، ممکن است در ذهن ما یک اسم بماند؛ اما اگر درباره شعرش سؤال بپرسیم، میتواند به موضوعی برای فکر کردن و گفتگو تبدیل شود.
انتهای خبر/















