به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیار رومشکان، کامجو شکری کارشناس ارشد علوم تربیتی نوشت: برای بسیاری از خانوادهها، روزهای امتحان با نگرانی درباره نتیجه تحصیلی فرزندان همراه است. پرسشهایی مانند چند گرفتی؟ چرا نمرهات کم شد؟ و از همکلاسیهایت عقب نماندهای؟ بخش آشنایی از گفتگوهای خانه میشوند.
پیگیری وضعیت تحصیلی فرزندان طبیعی و ضروری است، اما اگر تمام توجه خانواده به نمره محدود شود، ممکن است بخش مهمی از تجربه یادگیری نادیده بماند. دانشآموز فقط برای پاسخ دادن به پرسشهای امتحان درس نمیخواند؛ او باید یاد بگیرد فکر کند، مسئله را بفهمد، سؤال بپرسد و از اشتباههایش استفاده کند.
نمره و امتحان ابزارهایی برای ارزیابی یادگیری هستند، اما همه تواناییهای یک دانشآموز را نشان نمیدهند. نتیجه یک امتحان ممکن است تحت تأثیر میزان آمادگی، شیوه طرح سؤال، اضطراب یا دشواریهای یادگیری قرار بگیرد. بنابراین، نمره پایین باید بررسی شود، نه اینکه بهتنهایی به معنای ناتوانی دانشآموز تلقی شود.
گاهی دانشآموزی در یک درس ضعیف عمل میکند، اما بهجای بررسی علت، با خواهر، برادر یا همکلاسی خود مقایسه میشود. این مقایسه شاید با هدف ایجاد انگیزه انجام شود، اما میتواند احساس ناکافی بودن را در او تقویت کند. وقتی کودک مدام میشنود که دیگری بهتر از اوست، ممکن است بهجای تلاش برای پیشرفت، تصور کند توانایی تغییر وضعیت خود را ندارد.
البته این به معنای بیاهمیت بودن تلاش و نظم نیست. دانشآموز باید بداند که یادگیری به تمرین، برنامهریزی و مسئولیتپذیری نیاز دارد. تفاوت در این است که به او کمک کنیم علت مشکل را پیدا کند و برای رفع آن راهی داشته باشد.
اگر دانشآموزی مرتب تکالیفش را انجام نمیدهد، بهتر است ابتدا روشن شود که آیا درس را فهمیده است، آیا حجم تکالیف برایش قابل مدیریت است و آیا برنامه مشخصی برای مطالعه دارد. پس از شناخت مسئله میتوان درباره مسئولیت او و ضرورت انجام تکالیف صحبت کرد.
معلمان نیز در این میان نقش مهمی دارند. یک معلم میتواند با پرسیدن سؤالهای متنوع، تشویق به توضیح دادن روش حل مسئله و فراهم کردن فرصت جبران، به دانشآموز کمک کند نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسد. البته این کار در شرایطی که کلاسها پرجمعیتاند و امکانات آموزشی محدود است، همیشه آسان نیست.
به همین دلیل، نباید تمام مسئولیت کیفیت آموزش را بر دوش معلم گذاشت. فراهم کردن امکانات مناسب، کاهش موانع یادگیری، حمایت حرفهای از معلمان و توجه به شرایط مدارس، بخشی از وظایفی است که برای بهبود آموزش باید جدی گرفته شود.
خانواده نیز میتواند با تغییر شیوه گفتگو، نقش مؤثرتری ایفا کند. بهجای آنکه هر روز فقط درباره نمره سؤال کند، میتواند بپرسد کدام بخش درس دشوار بوده، چه چیزی تازه یاد گرفته شده و برای بهتر شدن چه کمکی لازم است. این نوع گفتوگو، مسئولیتپذیری را کنار حمایت قرار میدهد.
مدرسه همچنین فرصتی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی است. دانشآموز در کلاس یاد میگیرد با افراد متفاوت همکاری کند، نظر خود را توضیح دهد، به دیگران گوش بدهد و اختلافنظر را مدیریت کند. این مهارتها در زندگی آینده او اهمیت دارند، حتی اگر نتوان همه آنها را در یک کارنامه ثبت کرد.
هدف آموزش نباید صرفاً این باشد که دانشآموز در امتحان بعدی نمره بالاتری بگیرد. مهم است که او بهتدریج مستقلتر شود، بتواند مشکلاتش را تشخیص دهد و برای حل آنها تلاش کند.
شاید گاهی بهجای پرسیدن اینکه فرزندمان چند گرفته است، بهتر باشد بپرسیم چه چیزی یاد گرفته و برای قدم بعدی به چه چیزی نیاز دارد.















