حافظ درباره انسان، انتخاب، امید، رنج و بسیاری از دغدغههایی حرف میزند که نوجوان امروز هم آنها را تجربه میکند.
اگر به نوجوان چند شعر مختلف بدهیم و اجازه دهیم خودش یکی را انتخاب کند، احتمال اینکه با حافظ ارتباط بگیرد بیشتر است؛ چون همه ما از یک شعر، یک برداشت و یک احساس نداریم.
اگر میخواهیم نوجوان با حافظ مأنوس شود، خانه هم باید سهمی در این آشنایی داشته باشد؛ نه با اجبار و تکلیف، بلکه با یک خواندن و گفتگوی ساده خانوادگی.
نمیتوانیم از نوجوان امروز بخواهیم موبایل را کنار بگذارد و زندگی چند دهه قبل را تکرار کند؛ اگر میخواهیم کتاب بخواند، باید کتاب را هم به همان دنیایی ببریم که او در آن زندگی میکند.
نوجوان امروز خیلی وقتها از راه موسیقی، تصویر و اجرا با شعر ارتباط میگیرد؛ میتوان از همین علاقه استفاده کرد و حافظ را به یک تجربه هنری تبدیل کرد.
وقتی دانشآموز خودش کتابی را از بین چند گزینه انتخاب میکند، احساس میکند این کتاب متعلق به خودش است؛ همین حس مالکیت، علاقه او به خواندن را بیشتر میکند.
فال حافظ برای خیلی از نوجوانها اولین آشنایی با شعر حافظ است؛ بهتر است همین علاقه را به فرصتی برای خواندن و شناخت بیشتر او تبدیل کنیم.
کودک را نمیشود با گفتن اینکه کتاب خوب است، کتابخوان کرد؛ گاهی یک قصه کوتاه و جذاب بیشتر از دهها توصیه میتواند او را به سمت مطالعه ببرد.
اگر نوجوان را فقط به حفظ کردن معنی و اطلاعات حافظ عادت بدهیم، ممکن است برای امتحان او را بشناسد و بعد فراموشش کند؛ باید به جای حفظ کردن، درباره شعر از او سؤال بپرسیم.
کتابی که تمام سال در قفسه کتابخانه بماند، نمیتواند با دانشآموز ارتباط برقرار کند؛ کتاب باید در کلاس، حیاط مدرسه و گفتوگوی روزانه بچهها دیده شود.