به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیار رومشکان، حسن امرایی فعال فرهنگی نوشت: فرهنگ را معمولاً در مراسم، مناسبتها و برنامههای رسمی جستجو میکنیم. وقتی صحبت از مسائل فرهنگی به میان میآید، ذهنمان به موضوعاتی مانند پوشش، فضای مجازی، آداب اجتماعی و تغییر سبک زندگی میرود. این موضوعات مهماند، اما فرهنگ فقط مجموعهای از باورها و توصیهها نیست؛ فرهنگ را باید در رفتار روزمره مردم هم دید.
برای مثال، ممکن است در یک جمع از احترام به حقوق دیگران صحبت کنیم، اما هنگام رانندگی، حق تقدم را رعایت نکنیم. ممکن است از ضرورت حفظ پاکیزگی محیط بگوییم، اما زباله خود را در خیابان رها کنیم. ممکن است نگران تربیت نسل جوان باشیم، اما وقتی نوجوانی نظر متفاوتی مطرح میکند، بهجای گفتگو او را سرزنش کنیم.
این تناقضها نشان میدهند که دانستن یک ارزش، لزوماً به معنای عمل کردن به آن نیست.
در شهرستانی مانند رومشکان که روابط خانوادگی و اجتماعی در آن اهمیت زیادی دارد و بسیاری از مردم یکدیگر را میشناسند، رفتارهای روزمره میتوانند تأثیر گستردهای بر فضای عمومی بگذارند. نوع برخورد با همسایه، نحوه حل اختلافهای خانوادگی، احترام به سالمندان و حتی شیوه انتقاد از دیگران، بخشی از فرهنگ اجتماعی منطقه را شکل میدهد.
البته نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که مشکلات فرهنگی فقط از رفتار افراد ناشی میشوند. خانواده، مدرسه، رسانهها، نهادهای فرهنگی و شرایط اقتصادی نیز بر نگرش و رفتار مردم اثر میگذارند. نمیتوان از شهروندان انتظار مسئولیتپذیری داشت، اما در عمل با بینظمی، تبعیض یا پاسخگو نبودن نهادها روبهرو بود. همانطور که نمیتوان همه مشکلات فرهنگی را به نسل جوان نسبت داد و نقش بزرگسالان را نادیده گرفت.
یکی از پرسشهای مهم این است که برنامههای فرهنگی تا چه اندازه توانستهاند در زندگی روزمره مردم تغییر ایجاد کنند. برگزاری مراسم و نشستها میتواند فرصتی برای آموزش و گفتگو باشد، اما تعداد برنامهها بهتنهایی معیار موفقیت نیست. باید دید پس از آن برنامهها چه اتفاقی افتاده است؛ آیا گفتگوی خانوادگی بهتر شده؟ آیا مردم با حقوق یکدیگر آشناتر شدهاند؟ آیا رفتار مسئولانه در محیط عمومی افزایش پیدا کرده است؟
فرهنگسازی زمانی نتیجهبخشتر میشود که به جای تکرار توصیههای کلی، از مسائل واقعی زندگی آغاز کند. برای مثال، اگر هدف تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی است، میتوان درباره رعایت حقوق شهروندی، حفظ اموال عمومی و مسئولیت هر فرد در برابر محیط زندگی خود صحبت کرد. اگر مسئله اختلاف نسلی است، باید فرصت گفتگو میان والدین و جوانان فراهم شود، نه اینکه یک نسل مقصر و نسل دیگر بینقص معرفی شود.
موضوع حجاب نیز از همین زاویه نیازمند توجه است. گفتگو درباره آن زمانی میتواند به شناخت بهتر مسئله کمک کند که ابعاد دینی، فرهنگی، اجتماعی و قانونی آن با دقت بررسی شوند و از قضاوتهای شتابزده درباره افراد پرهیز شود. مسائل فرهنگی پیچیدهاند و با یک جمله یا یک برنامه مناسبتی حل نمیشوند.
در این میان، رسانههای محلی نیز مسئولیت مهمی دارند. رسانه میتواند تنها به انتشار خبر مراسم فرهنگی بسنده کند یا به بررسی پرسشهایی بپردازد که در زندگی مردم وجود دارد. گفتگو با کارشناسان، خانوادهها، معلمان و جوانان میتواند به شناخت دقیقتر مسائل کمک کند و راه را برای ارائه پیشنهادهای عملی باز کند.
در نهایت، فرهنگ نه فقط چیزی است که درباره آن حرف میزنیم، بلکه چیزی است که در برخورد با دیگران انجام میدهیم. اگر خواهان جامعهای مسئولتر، محترمانهتر و قانونمدارتر هستیم، باید فاصله میان ارزشهای اعلامشده و رفتارهای روزانه را جدی بگیریم.
اصلاح فرهنگی از جایی آغاز میشود که هرکدام از ما بپرسیم: آنچه از دیگران انتظار داریم، تا چه اندازه در رفتار خودمان دیده میشود؟















