کامجو شکری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی دیار رومشکان اظهار داشت: نوجوان در دورهای از زندگی قرار دارد که درباره خودش، تواناییهایش و آیندهاش سؤالهای زیادی دارد. او ممکن است درباره انتخاب دوست، شکست، موفقیت، تنهایی یا تصمیم برای آینده نگرانی داشته باشد. ادبیات میتواند فرصتی برای فکر کردن درباره همین تجربهها باشد.
وی افزود: وقتی شعر حافظ فقط با موضوع عشق معرفی شود، نوجوان ممکن است تصور کند بسیاری از اشعار او ارتباطی با زندگی روزمرهاش ندارد. در حالی که میتوان از زاویههای دیگری هم به شعر حافظ نگاه کرد؛ مثلاً از امید، شناخت آدمها، صبر، انتخاب یا نگاه انسان به سختیهای زندگی.
این روانشناس تربیتی ادامه داد: فرض کنیم دانشآموزی بعد از یک شکست در امتحان یا مسابقه احساس میکند توانایی کافی ندارد. میتوان در یک گفتوگوی ادبی، شعری را مطرح کرد که درباره امید و ادامه دادن است و از او پرسید این شعر چه حسی ایجاد میکند. هدف این نیست که شعر را تبدیل به توصیه روانشناسی کنیم؛ هدف این است که نوجوان فرصت داشته باشد تجربه خودش را با یک متن ادبی مقایسه کند.
وی گفت: مهم است که بزرگسالان به نوجوان اجازه بدهند نظر خودش را بیان کند. اگر از او بپرسیم «این بیت تو را یاد چه چیزی میاندازد؟» یا «اگر جای شاعر بودی، چه میگفتی؟»، او فقط شنونده نیست و در گفتوگو نقش پیدا میکند.
وی افزود: ممکن است دو نوجوان از یک بیت برداشت متفاوتی داشته باشند. این اتفاق الزاماً نشانه اشتباه یکی از آنها نیست. میتوان درباره دلیل هر برداشت صحبت کرد و سپس معنی و فضای اصلی شعر را توضیح داد. چنین گفتوگویی میتواند هم مهارت فکر کردن را تقویت کند و هم علاقه به ادبیات را افزایش دهد.
این روانشناس تربیتی در پایان گفت: اگر نوجوان در شعر حافظ بخشی از دغدغههای خودش را پیدا کند، احتمالاً شعر را با علاقه بیشتری دنبال میکند. آن وقت حافظ فقط شاعر عشق یا نامی در کتاب ادبیات نیست؛ میتواند بهانهای برای شناخت بهتر خود و دنیای اطراف باشد.
انتهای خبر/















