کامجو شکری کارشناس علوم تربیتی نوشت: یکی از تفاوتهای مهم دانشآموز امروز با نسلهای گذشته این است که او فقط دریافتکننده آموزش مدرسه نیست؛ هر روز با حجم بزرگی از خبر، تصویر، ویدئو و تحلیل در فضای مجازی روبهرو میشود.
کافی است یک اتفاق سیاسی، نظامی یا اجتماعی رخ دهد. چند دقیقه بعد فیلمهایی در کانالها و شبکههای اجتماعی منتشر میشود که بعضی واقعی، بعضی قدیمی و برخی نیز بدون توضیح درست بازنشر شدهاند. کودک یا نوجوان ممکن است یکی از این تصاویر را ببیند و همان را واقعیت قطعی تصور کند.
اینجاست که نقش خانواده از کنترل گوشی فراتر میرود و به آموزش تشخیص خبر میرسد.
مثلاً اگر دانشآموزی ویدئویی از یک حادثه را برای مادرش فرستاد، اولین واکنش نباید این باشد که این را برای کسی نفرست. بهتر است والد بپرسد: میدانی این فیلم مربوط به چه زمانی است؟ منبعش کجاست؟ چه کسی آن را منتشر کرده؟
همین چند سؤال ساده میتواند ذهن کودک را به سمت بررسی خبر ببرد.
در سال تحصیلی جدید، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا دانشآموز بخش قابل توجهی از وقت خود را در کنار همکلاسیها و در فضای مجازی میگذراند. یک خبر جعلی میتواند در یک گروه دانشآموزی در چند دقیقه میان دهها نفر پخش شود.
گاهی یک تصویر قدیمی با یک عنوان جدید منتشر میشود و مخاطب تصور میکند اتفاق تازهای رخ داده است. گاهی نیز یک جمله از یک سخنرانی جدا میشود و بدون توضیح، معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکند.
خانواده لازم نیست خبرنگار حرفهای باشد تا این مهارت را به فرزندش آموزش دهد. یک قانون ساده میتواند کمککننده باشد: هر خبری که احساسات شدید ایجاد کرد، قبل از بازنشر باید بیشتر بررسی شود.
چرا؟ چون بسیاری از اخبار جعلی دقیقاً روی ترس، خشم یا هیجان مردم حساب میکنند. وقتی یک نفر از دیدن خبری میترسد، احتمال اینکه بدون بررسی آن را برای دیگران بفرستد بیشتر میشود.
این موضوع در شرایط بحرانی اهمیت دوچندان دارد. وقتی جامعه با خبرهای مربوط به جنگ، تهدید، حمله یا تحولات سیاسی روبهروست، بازنشر اطلاعات نادرست فقط یک اشتباه ساده رسانهای نیست؛ میتواند اضطراب خانوادهها را بیشتر کند.
البته راهحل، دور کردن کامل بچهها از اخبار هم نیست. نوجوان باید بداند در کشور و جهان چه میگذرد، اما باید یاد بگیرد بین خبر، تحلیل، نظر شخصی و شایعه تفاوت بگذارد.
پدر و مادر میتوانند گاهی یک خبر را همراه فرزندشان بررسی کنند و از او بخواهند چند منبع مختلف را ببیند. همین کار ساده، بهمرور ذهنی پرسشگر ایجاد میکند.
مدرسه نیز در این زمینه نقش مهمی دارد. سواد رسانهای نباید فقط یک اصطلاح دانشگاهی باشد. دانشآموز باید در زندگی روزمره یاد بگیرد که هر تصویری سند نیست، هر تعداد بازدیدی نشانه درست بودن خبر نیست و هر کانالی نیز منبع معتبر محسوب نمیشود.
از طرف دیگر، خود والدین نیز باید الگوی مناسبی باشند. اگر پدر یا مادر هر خبر هیجانانگیزی را بدون بررسی در گروههای خانوادگی منتشر کند، نمیتوان از نوجوان انتظار رفتار متفاوت داشت.
در واقع، یکی از مهمترین درسهای سال تحصیلی جدید میتواند خارج از کتابهای درسی باشد: چطور چیزی را که میبینیم، باور نکنیم تا وقتی که مطمئن شویم درست است.
امروز هر گوشی یک اتاق خبر کوچک است. اگر قرار است فرزندانمان در این اتاق خبر زندگی کنند، بهتر است به جای گرفتن گوشی از دست آنها، روش درست استفاده از آن را به آنها یاد بدهیم.
وقتی گوشی کودک تبدیل به اتاق خبر میشود
امروز دیگر نمیتوانیم به کودک بگوییم به خبرها کاری نداشته باش؛ چون خبر، قبل از آنکه ما تصمیم بگیریم، وارد گوشی و ذهن او شده است.
لینک کوتاه : https://diyareroomeshkan.ir/?p=22189
- نویسنده : زینب شکری















