به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیار رومشکان، حقوق بشر در ظاهر، مفهومی روشن و انسانی است؛ مفهومی که قرار است از جان و کرامت انسانها در هر نقطه از جهان دفاع کند. اما وقتی به واقعیت جهان امروز نگاه میکنیم، یک تناقض بزرگ دیده میشود؛ تناقضی میان شعار و عمل، میان ادعا و واقعیت. اینجاست که این سؤال شکل میگیرد: آیا حقوق بشر واقعاً جهانی است یا در عمل، گزینشی اجرا میشود؟
دوازدهم تیر در تقویم رسمی ایران به عنوان “روز افشای حقوق بشر آمریکایی” شناخته میشود؛ روزی که یادآور حادثه تلخ سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران با ۲۹۰ انسان بیگناه است. زنها، مردها و کودکانی که در یک سفر عادی بودند، اما در آسمان جان باختند. خانوادههایی که نه در میدان جنگ بودند و نه در تصمیمات سیاسی نقش داشتند، اما سالهاست با داغی زندگی میکنند که هیچگاه تمام نمیشود. این حادثه فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ یک سؤال زنده است درباره اینکه ارزش جان انسانها در نگاه قدرتها چگونه تعریف میشود.
اما مسئله فقط یک حادثه نیست؛ مسئله یک الگوی تکراری در جهان معاصر است.
در سوریه، سالها جنگ و درگیری، شهری را به ویرانیهای گسترده رسانده است؛ خانههایی که دیگر به زندگی برنگشتند، کودکانی که در میان آوار بزرگ شدند، و خانوادههایی که میان جنگ و ناامنی، مفهوم زندگی عادی را از دست دادند. در یمن، بحران انسانی به جایی رسیده که غذا، دارو و امنیت برای میلیونها نفر به یک آرزو تبدیل شده است؛ کودکانی که پیش از آنکه فرصت زندگی پیدا کنند، با گرسنگی و بیماری روبهرو میشوند. در عراق نیز سالها جنگ و ترور، زندگی مردم را زیر سایه ناامنی و فقدان آرامش قرار داده است؛ مردمی که هنوز هم هزینه تصمیمهایی را میپردازند که در جای دیگری گرفته شده است.
در لبنان، فشارهای اقتصادی، بحرانهای سیاسی و ناامنیهای مقطعی، زندگی روزمره مردم را فرسوده کرده است. خانههایی که باید محل آرامش باشند، زیر بار بحرانها آرامش خود را از دست دادهاند. خانوادههایی که میان مشکلات معیشتی و ترس از آینده، روزهای خود را سپری میکنند.
در کنار این کشورها، ایران نیز در سالهای اخیر از پیامدهای جنگها و تنشهای منطقهای بینصیب نمانده است. در جنگ اخیر، بار دیگر این واقعیت آشکار شد که درگیریها فقط در سطح نظامی باقی نمیمانند؛ بلکه زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار میدهند. خانوادههایی که داغ دیدند، کودکانی که ترس را تجربه کردند، و شهرهایی که برای مدتی از آرامش فاصله گرفتند. در چنین شرایطی، اولین قربانی همیشه مردم عادی هستند؛ کسانی که هیچ نقشی در تصمیمهای کلان ندارند اما بیشترین هزینه را پرداخت میکنند.
در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تفاوت در نگاه به رنج انسانهاست. گاهی یک حادثه در نقطهای از جهان به سرعت به صدر اخبار میآید و واکنشهای گسترده به همراه دارد، اما در نقطهای دیگر، فجایع انسانی در سکوت و بیتوجهی باقی میماند. این همان نقطهای است که مفهوم “حقوق بشر آمریکایی” مطرح میشود؛ نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان نشانهای از یک تناقض جدی در رفتار جهانی.
از نگاه اسلام، مسئله کاملاً روشن است. جان انسان دارای کرامت ذاتی است و این کرامت محدود به مرز، نژاد یا مذهب نیست. در منطق دینی، هیچ انسانی کمارزشتر از انسان دیگر نیست و عدالت زمانی معنا دارد که برای همه یکسان اجرا شود. اگر این اصل رعایت نشود، حقوق بشر از معنای واقعی خود فاصله میگیرد و به ابزاری برای انتخابی کردن انسانها تبدیل میشود.
دوازدهم تیر در نهایت یک پیام روشن دارد؛ اینکه جهان امروز هنوز با یک تناقض جدی روبهروست. از یک طرف، حقوق بشر به عنوان یک مفهوم جهانی مطرح میشود، و از طرف دیگر، رنج انسانها به شکل یکسان دیده نمیشود. تا زمانی که این تناقض وجود دارد، هنوز انسانهایی هستند که دیده نشدهاند؛ انسانهایی که صدای آنها در میان سیاست و رسانه گم میشود، اما دردشان واقعی و ماندگار است.
یادداشت؛
حقوق بشر آمریکایی؛ روایت انسانهایی که دیده نشدند
سمانه امرایی رئیس حوزه علمیه فاطمهالزهرا خواهران شهرستان کوهدشت نوشت: دوازدهم تیر، فقط یک تاریخ نیست؛ یک سؤال تکراری است که هر سال جدیتر میشود: چرا رنج انسانها یکسان دیده نمیشود؟
لینک کوتاه : https://diyareroomeshkan.ir/?p=21312
- نویسنده : زینب شکری















