به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان»، احسان حسنپور دکترای روانشناسی تربیتی نوشت: در شرایطی که جامعه با بحران جنگ و ناامنی روبهرو میشود، بیش از هر چیز حفظ آرامش روانی خانوادهها اهمیت دارد، زیرا کودکان آسیبپذیرتر از بزرگترها هستند و اضطراب محیط را سریعتر جذب میکنند.
در چنین روزهایی نخستین گام برای کاهش نگرانی کودکان، مدیریت هیجان بزرگترهاست. کودکان پیش از آنکه به اخبار توجه کنند، به رفتار و چهره پدر و مادر نگاه میکنند. اگر والدین مضطرب، بیقرار و نگران باشند، کودک نیز همان احساس را تجربه میکند. بنابراین لازم است بزرگترها پیش از هر چیز آرامش خود را حفظ کنند، از دنبالکردن بیوقفه اخبار پرهیز کنند و از بیان گفتگوهای تنشآلود در حضور فرزندان خودداری کنند. وقتی کودک ببیند والدینش باوجود شرایط سخت، کنترل اوضاع را در دست دارند، احساس امنیت بیشتری خواهد کرد.
گفتگو با کودک باید صادقانه اما متناسب با سن او باشد. انکار کامل واقعیت، بهویژه زمانی که کودک تغییرات محیطی یا صداهای نگرانکننده را میشنود، میتواند اعتماد او را کاهش دهد. بهتر است با زبانی ساده توضیح داده شود که شرایط خاصی پیشآمده، اما بزرگترها مراقب هستند و برای حفظ امنیت تلاش میکنند. پاسخدادن باحوصله به پرسشهای کودک و اجازهدادن به او برای بیان احساساتش، نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. کودکان باید بدانند ترسیدن در چنین شرایطی طبیعی است.
حفظ روال عادی زندگی نیز بسیار مهم است. حتی اگر برخی فعالیتها محدود شده باشد، خانواده میتواند برنامه خواب منظم، زمان مشخص برای غذاخوردن و ساعاتی برای بازی و مطالعه را حفظ کند. نظم روزانه باعث میشود کودک احساس کند زندگی همچنان جریان دارد و همه چیز از کنترل خارج نشده است. بیبرنامگی و آشفتگی، اضطراب را افزایش میدهد و ذهن کودک را درگیر نگرانیهای بیشتر میکند.
بازی و فعالیتهای خلاقانه ابزار مهمی برای تخلیه هیجانها هستند. نقاشی، قصهگویی، نوشتن، کاردستی یا بازیهای ساده خانوادگی میتواند به کودک کمک کند احساساتش را بیان کند. گاهی کودکان نگرانیهای خود را بهصورت مستقیم نمیگویند، اما در بازیها و نقاشیهایشان آن را نشان میدهند. توجه بدون قضاوت به این نشانهها اهمیت زیادی دارد. درصورتیکه علائمی مانند کابوسهای مکرر، بیخوابی شدید، گوشهگیری طولانی یا پرخاشگری غیرعادی مشاهده شود، بهتر است از متخصصان حوزه سلامت روان کمک گرفته شود.
در کنار کودکان، بزرگسالان نیز نیازمند مراقبت روانی هستند. شرایط جنگی میتواند استرس طولانیمدت ایجاد کند و بر کیفیت خواب و روابط خانوادگی اثر بگذارد. محدودکردن زمان پیگیری اخبار، پرهیز از شایعات فضای مجازی و تمرکز بر کارهای روزمره و مفید، به حفظ تعادل روانی کمک میکند. گفتگو با اعضای خانواده و حفظ ارتباط با دوستان و نزدیکان نیز احساس همدلی و حمایت را تقویت میکند.
نکته مهم دیگر، حفظ امید در فضای خانواده است. بیان جملات ناامیدکننده یا پیشبینیهای فاجعهآمیز در حضور کودکان میتواند آسیبزا باشد. حتی در سختترین شرایط نیز باید بر توان انسان برای عبور از بحرانها تأکید کرد. امید به معنای نادیدهگرفتن واقعیت نیست، بلکه به معنای باورداشتن به قدرت صبر و همبستگی است.
آنچه بیش از هر توصیهای به کودک آرامش میدهد، حضور عاطفی و توجه واقعی والدین است. یک آغوش اطمینانبخش، یک گفتگوی صمیمی و وقت گذراندن باکیفیت در کنار خانواده میتواند سپری محکم در برابر اضطرابهای زمان جنگ باشد. شاید نتوان همه نگرانیهای بیرونی را از بین برد، اما میتوان در درون خانه فضایی ساخت که در آن محبت، آرامش و امید جریان داشته باشد.
در نهایت باید توجه داشت که امنیت روانی تنها با حذف خطرات بیرونی ایجاد نمیشود، بلکه تا حد زیادی به کیفیت روابط درون خانواده بستگی دارد. اگر فضای خانه بر پایه احترام، گفتگو و محبت شکل بگیرد، کودکان حتی در شرایط پرتنش نیز احساس پناهگاه امن خواهند داشت. لازم است والدین زمان بیشتری را به شنیدن حرفهای فرزندان اختصاص دهند، آنها را در آغوش بگیرند و با کلامی آرامبخش به آنها اطمینان دهند که کنارشان هستند. فراموش نکنیم که بحرانها هرچند دشوارند، اما میتوانند به تقویت پیوندهای خانوادگی نیز منجر شوند؛ همدلی، همکاری و حفظ امید، مهمترین سرمایههایی هستند که ما را از دلسختترین روزها عبور میدهند.














