زلزله یکی از واقعیتهای انکارناپذیر سرزمین ماست. تجربههای تلخ گذشته نشان داده است که غافلگیری در برابر این حادثه طبیعی، خسارتهای جبرانناپذیری به جان و مال مردم وارد کرده است. در این میان، آنچه میتواند تفاوت میان آسیب کمتر و فاجعه بزرگ را رقم بزند، آگاهی و آموزش صحیح است؛ آموزشی که باید از سنین پایین و از مدرسه آغاز شود.
مدرسه تنها محل آموزش خواندن و نوشتن نیست، بلکه جایی است برای یاد گرفتن مهارتهای زندگی. یکی از مهمترین این مهارتها، دانستن چگونگی رفتار درست در شرایط بحرانی مانند زلزله است. دانشآموزان اگر بدانند در لحظه وقوع زلزله چه کاری انجام دهند، چگونه پناه بگیرند و پس از آن چگونه عمل کنند، میتوانند جان خود و حتی دیگران را نجات دهند.
بهعنوان یک مدیر مدرسه ابتدایی، بارها شاهد بودهام که کودکان با آموزش درست، بسیار مسئولانه و دقیق رفتار میکنند. تمرینهای ساده مانند پناه گرفتن زیر میز، دوری از شیشهها و حفظ آرامش، اگر بهدرستی آموزش داده شود، در ذهن دانشآموزان ماندگار خواهد شد. این آموزشها نباید مقطعی و مناسبتی باشد، بلکه لازم است بهصورت مستمر و جدی دنبال شود.
نقش معلمان در این مسیر بسیار مهم است. معلمی که خود به اصول ایمنی آگاه باشد، میتواند این آگاهی را بهزبان ساده و قابل فهم به دانشآموزان منتقل کند. آموزش ایمنی نباید ترس ایجاد کند، بلکه باید اعتمادبهنفس و آمادگی را در کودکان تقویت کند. کودک باید بداند که با رعایت نکات ساده، میتواند از خود محافظت کند.
آموزش ایمنی در برابر زلزله زمانی اثرگذارتر میشود که از حالت صرفاً تئوریک خارج شده و به شکل عملی و قابل لمس ارائه شود. استفاده از روشهایی مانند بازیهای آموزشی، داستانگویی و تمرینهای ساده میتواند مفاهیم ایمنی را بدون ایجاد ترس و اضطراب به کودکان منتقل کند. وقتی آموزش با فضای شاد و مشارکتی همراه باشد، دانشآموزان بهتر یاد میگیرند و آموختههای خود را در شرایط واقعی نیز بهدرستی به کار میبندند.
در کنار تلاش معلمان، برنامهریزی منسجم در سطح آموزشوپرورش نیز اهمیت زیادی دارد. آموزش ایمنی باید بهعنوان بخشی ثابت و جدی از برنامه مدارس دیده شود، نه موضوعی مقطعی یا مناسبتی. تهیه محتوای آموزشی مناسب سن دانشآموزان، توانمندسازی معلمان و تعریف چارچوبهای مشخص، میتواند به نهادینه شدن فرهنگ ایمنی در مدارس کمک کند.
نتیجه چنین آموزشهایی، تنها محدود به فضای مدرسه نخواهد بود. کودکانی که اصول درست مواجهه با زلزله را میآموزند، این آگاهی را به خانه و خانواده منتقل میکنند و بهتدریج بر رفتار اطرافیان خود نیز اثر میگذارند. به این ترتیب، آموزش ایمنی از مدرسه فراتر رفته و به یک سرمایه اجتماعی برای افزایش تابآوری جامعه تبدیل میشود.
از سوی دیگر، خانوادهها نیز نقش مکمل مدرسه را دارند. اگر آموزشهای مدرسه در خانه تکرار و تمرین شود، اثرگذاری آن چند برابر خواهد شد. گفتوگو درباره زلزله، بررسی نقاط امن خانه و تمرین رفتار درست، میتواند خانواده را به محیطی امنتر تبدیل کند. همکاری مدرسه و خانواده، کلید موفقیت در آموزش ایمنی است.
ایمنی مدارس نیز موضوعی بسیار مهم است که نباید نادیده گرفته شود. مقاومسازی ساختمانها، بررسی تجهیزات، ایمنسازی کلاسها و راهروها، از جمله اقداماتی است که باید بهطور جدی پیگیری شود. آموزش بدون فراهم بودن حداقلهای ایمنی، نمیتواند کامل و اثرگذار باشد.
برگزاری مانورهای زلزله در مدارس، فرصت مناسبی برای تمرین عملی آموختههاست. این مانورها به دانشآموزان کمک میکند تا در فضایی کنترلشده، واکنش صحیح را تجربه کنند. هرچه این تمرینها واقعیتر و منظمتر باشد، آمادگی دانشآموزان در شرایط واقعی نیز بیشتر خواهد شد.
در نهایت، باید پذیرفت که زلزله قابل پیشگیری نیست، اما آسیبهای آن قابل کاهش است. آموزش، آگاهی و آمادگی، مهمترین ابزار ما در برابر این خطر طبیعی هستند. اگر از امروز به آموزش ایمنی در مدارس توجه جدی داشته باشیم، فردا جامعهای آگاهتر، مسئولتر و ایمنتر خواهیم داشت.
آینده این سرزمین در دستان کودکان امروز است؛ کودکانی که اگر درست آموزش ببینند، میتوانند در سختترین شرایط نیز بهترین تصمیم را بگیرند. آموزش ایمنی، سرمایهگذاری برای حفظ جان انسانهاست؛ سرمایهگذاریای که هیچگاه نباید به تعویق بیفتد.












