به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان» بررسی تاریخ معاصر ایران بدون توجه به دوره پهلوی ناقص خواهد بود. خاندان پهلوی، چه در دوران رضا شاه و چه در دوره محمدرضا شاه، همواره با سرکوب، فساد و وابستگی به بیگانگان شناخته شدهاند. آنچه در این سالها بر ملت ایران گذشت، مجموعهای از ظلمها و سیاستهای استبدادی بود که آثار آن هنوز در حافظه تاریخی مردم زنده است.
رضا شاه با حمایت مستقیم انگلیس به قدرت رسید. او در حالی که ادعای نوسازی و ساماندهی کشور را داشت، بسیاری از آزادیهای اساسی مردم را از بین برد. یکی از مهمترین جنایات او سرکوب شدید مخالفان سیاسی بود. زندانها و تبعیدگاههای او پر بود از شخصیتهایی که تنها جرمشان دفاع از آزادی و استقلال ایران بود. افرادی همچون مدرس و بسیاری از روشنفکران و مبارزان ملی یا به شهادت رسیدند یا به حاشیه رانده شدند.
از سوی دیگر، رضا شاه سیاست کشف حجاب اجباری را با خشونت و زور اجرا کرد. این اقدام نه تنها آزادی انتخاب زنان را از بین برد، بلکه با هتک حرمت ارزشهای دینی، شکاف عمیقی میان حکومت و مردم ایجاد کرد. مأموران حکومتی حتی در خیابانها با زور چادر و روسری از سر زنان برمیداشتند و هرگونه مقاومت با تحقیر و ضرب و شتم پاسخ داده میشد.
یکی دیگر از جنبههای سیاه حکومت رضا شاه، غارت زمینها و املاک مردم بود. او به عنوان بزرگترین مالک ایران شناخته میشد، زیرا بخش وسیعی از زمینهای کشاورزی و املاک حاصلخیز کشور را به زور تصاحب کرد. کشاورزان و مالکان کوچک از خانه و زمین خود رانده شدند و ثروتهای ملی به جیب شاه و درباریان ریخته شد.
با تبعید رضا شاه در جریان جنگ جهانی دوم، پسرش محمدرضا به قدرت رسید. اگرچه ابتدا وعده آزادی و دموکراسی میداد، اما حکومت او هم چیزی جز ادامه همان استبداد و فساد نبود. در دوره محمدرضا شاه وابستگی به آمریکا و انگلیس شدت گرفت. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نمونه آشکار این وابستگی بود که با دخالت مستقیم بیگانگان و همراهی دربار، دولت ملی دکتر مصدق سرنگون شد. این کودتا آغازگر دورانی شد که ملت ایران بار دیگر از حق حاکمیت خود محروم گردید.
ساواک به عنوان دستگاه مخوف امنیتی دوران محمدرضا شاه، نماد دیگری از جنایات پهلوی است. شکنجه، زندان و اعدام مخالفان سیاسی در این سالها به اوج رسید. صدای هر منتقدی در نطفه خفه میشد و کوچکترین اعتراض با سالها زندان و شکنجه پاسخ داده میشد. فضای خفقانآور جامعه باعث شد بسیاری از نخبگان و مبارزان یا در زندانها جان بسپارند یا به ناچار کشور را ترک کنند.
از نظر اقتصادی نیز حکومت پهلوی به جای توسعه واقعی، بیشتر به نمایشهای ظاهری و وابسته به درآمد نفت متکی بود. جشنهای پرهزینه ۲۵۰۰ ساله نمونه بارزی از این اسراف و بیتوجهی به مردم فقیر و محروم کشور بود. در حالی که بخش زیادی از جمعیت ایران در فقر و محرومیت زندگی میکردند، دربار پهلوی میلیاردها تومان برای نمایش قدرت و شکوه خیالی هزینه میکرد.
فساد مالی و اخلاقی در دربار محمدرضا شاه و اطرافیانش نیز موضوعی آشکار بود. خانواده پهلوی با چپاول منابع ملی و قراردادهای نفتی، ثروتهای عظیمی را به خارج از کشور منتقل کردند. اشرافزدگی و تجملگرایی درباریان شکاف طبقاتی را هر روز عمیقتر میکرد.
همه این عوامل دست به دست هم داد تا ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) علیه رژیم پهلوی قیام کنند. انقلاب اسلامی نتیجه سالها ظلم، سرکوب و وابستگی بود. مردم ایران با فریاد استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بساط سلطنت پهلوی را برچیدند و حکومتی مردمی بر پایه ارزشهای دینی و عدالت اجتماعی بنیان نهادند.
تاریخ نشان داده است که خاندان پهلوی نه تنها خدمتی به ملت ایران نکردند، بلکه با خیانت و وابستگی، کشور را در مسیر ضعف و وابستگی قرار دادند. مرور این جنایات یادآور این حقیقت است که ملت ایران هزینه سنگینی برای آزادی و استقلال پرداخته است و باید همواره هوشیار بماند تا چنین تجربه تلخی دوباره تکرار نشود.












