در طول تاریخ ایران، همبستگی مردمی بارها و بارها آزموده شده و هر بار به شکلی تازه شکوفا گشته است. از دورانهای سخت جنگ و قحطی گرفته تا روزهای سرشار از حوادث طبیعی، این همدلی و یکپارچگی مردم بود که بار مشکلات را سبک کرد و امید را در دلها زنده نگه داشت.
امروز نیز جامعه ما با چالشهای گوناگونی روبهروست؛ گاه مشکلات اقتصادی و گاه فشارهای اجتماعی و فرهنگی. اما در این میان، آنچه میتواند جامعه را از درون مقاوم کند، بازخوانی و بازآفرینی روایتهای الهامبخش از همبستگی مردمی است. این روایتها نه تنها خاطرهای شیرین از گذشته نیستند، بلکه راهنمایی برای آینده نیز به شمار میروند.
یکی از نمونههای درخشان همبستگی، حضور گسترده مردم در زمان وقوع بلایای طبیعی است. در زلزلهها و سیلهای اخیر شاهد بودیم که چگونه مردم از نقاط مختلف کشور، بدون توجه به فاصله جغرافیایی یا تفاوتهای قومی، به یاری یکدیگر شتافتند. کامیونهایی که با دستان خالی و دلهای سرشار از عشق، پر از کمکهای مردمی میشدند و راهی مناطق آسیبدیده میگردیدند، تصویری از انسانیت و نوعدوستی را در ذهنها حک کردند. این صحنهها نشان داد که هنوز سرمایه عظیم اجتماعی در جامعه ما زنده و پویاست.
در سطح کوچکتر، همبستگی در خانوادهها و محلهها جلوه میکند. خانوادههایی که در شرایط سخت اقتصادی، نان خود را با همسایگان تقسیم میکنند؛ یا جوانانی که داوطلبانه برای کمک به سالمندان در محلهها اقدام میکنند. چنین رفتارهایی هرچند شاید کوچک به نظر برسند، اما در مجموع، بنایی بزرگ از اعتماد و همدلی را شکل میدهند.
در کنار این نمونهها، تجربههای تاریخی نیز نشان میدهند که همبستگی مردمی چگونه توانسته مسیر جامعه را تغییر دهد. در دوران دفاع مقدس، حضور داوطلبانه جوانان در جبههها و پشتیبانی بیدریغ خانوادهها نمونهای بیبدیل از وحدت و یکپارچگی بود. این همبستگی نه تنها توانست مانع فروپاشی کشور در شرایط سخت جنگ شود، بلکه سرمایهای معنوی برای نسلهای بعدی برجای گذاشت. یادآوری چنین لحظاتی، جامعه امروز را نیز به ایستادگی در برابر مشکلات فرا میخواند.
آنچه اهمیت دارد، ثبت و بازگو کردن این روایتهاست. اگر این تجربهها تنها در حافظه افراد باقی بمانند، به مرور زمان رنگ خواهند باخت. اما هنگامی که در قالب داستان، گزارش یا تصویر روایت شوند، تبدیل به سرمایهای ماندگار برای جامعه خواهند شد. کودکان و نوجوانان با شنیدن و دیدن این روایتها میآموزند که چگونه میتوانند در آینده نیز نقش مؤثری در تقویت همبستگی داشته باشند.
افزون بر این، همبستگی تنها در زمان بحران معنا پیدا نمیکند؛ در روزهای عادی نیز میتواند نقشی کلیدی در بهبود کیفیت زندگی داشته باشد. در محیطهای کاری، دانشگاهها و حتی در فضای مجازی، هنگامی که افراد به جای رقابتهای ناسالم و جداییافکن، به همکاری و یاری یکدیگر بپردازند، جامعهای پرنشاطتر و امیدوارتر شکل خواهد گرفت.
از منظر فرهنگی و دینی نیز، همبستگی همواره جایگاهی ویژه داشته است. آموزههای دینی بر یاری رساندن به یکدیگر، دستگیری از نیازمندان و تقویت روابط انسانی تأکید کردهاند. همین میراث معنوی است که میتواند پشتوانهای محکم برای گسترش روحیه همدلی در جامعه امروز باشد.
به بیان دیگر، جامعهای که روایتهای همبستگی را زنده نگه دارد، همواره در برابر چالشها مقاومتر خواهد بود. این روایتها پلی هستند میان گذشته و آینده، و یادآوری میکنند که هیچ سختیای نمیتواند مردمی متحد را از پای درآورد.
از این منظر، روایت همبستگی صرفاً بازگویی خاطرات نیست؛ بلکه ابزاری برای ساختن آینده است. هر نسل با شنیدن این داستانها، الگویی روشن برای رفتار اجتماعی خود مییابد. به همین دلیل، زنده نگه داشتن این میراث نه تنها وظیفه رسانهها و نهادهای فرهنگی، بلکه رسالتی عمومی است که بر دوش همه ما قرار دارد.
در پایان باید گفت، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند روایتهای الهامبخش از همبستگی هستیم. رسانهها، نهادهای فرهنگی و حتی هر فرد در زندگی روزمره میتواند نقشی در ثبت و بازگویی این روایتها داشته باشد. زیرا همبستگی تنها یک خاطره نیست؛ سرمایهای است که باید آن را پاس داشت و به نسلهای آینده سپرد.












