به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان» حمله اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران، حادثهای بود که چشمهای بسیاری را باز کرد. کسانی که پیش از این در فضای پر از هیاهو و تبلیغات مسموم دشمنان، تصور میکردند کشورشان برای آنها ارزشی قائل نیست، این بار به چشم دیدند که ایران، خانهای است که نیروهای مسلح آن با تمام وجود برای دفاع از مردم و امنیت این سرزمین ایستادهاند. قشرهایی که گاهی فریب سلبریتیهای وابسته و رسانههای بیگانه را خورده بودند، امروز بهتر میدانند که پشت پرده اغتشاشات و شعارهای به ظاهر زیبا، نقشههای خطرناک دشمنان این آب و خاک پنهان بوده است.
بسیاری از افرادی که پیشتر خود را جدا از جریان انقلاب میدانستند و حتی گاهی با اعتراضات سال ۱۴۰۱ موافق بودند، حالا با حملات مستقیم دشمنان خارجی علیه کشورشان، معنای وطن را با تمام وجود لمس کردهاند. دیگر برایشان روشن شده که ایران، جایی است که برای حفظ امنیت مردمش از جان مایه میگذارد و نیروهای ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی بیهیچ چشمداشتی سینه خود را سپر میکنند.
حالا قشر خاکستری و حتی برخی مخالفان پیشین، وطن را جایی میدانند که ارزش بازگشت و ایستادن در کنار آن را دارد. آنها امروز میدانند دشمنی غرب و رژیم صهیونیستی با مردم ایران واقعی است و اگر این خاک و این مردم نبودند، آنها جایی برای ایستادن نداشتند.
من فکر میکردم دشمن فقط با مسئولان درگیر است
سحر که پیش از این خود را منتقد جدی بسیاری از سیاستهای کشور میدانست، حالا با نگاهی متفاوت در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان» میگوید: من سال گذشته خیلی با فضاهای اعتراضی موافق بودم. شاید آن زمان فکر میکردم کشورم به من اهمیتی نمیدهد. اما وقتی حمله اخیر رژیم صهیونیستی به ایران را دیدم و فهمیدم که حتی یک وجب از خاک کشورم چقدر برای نیروهای مسلح باارزش است، نظرم عوض شد. دیدم که چطور ارتش و سپاه و بسیج جانشان را کف دستشان گرفتند تا هیچ آسیبی به مردم نرسد.
او ادامه میدهد: من فکر میکردم دشمن فقط با مسئولان درگیر است، اما فهمیدم که هدف دشمن، کل مردم ایران است. حالا میدانم اگر همین وطن و همین نیروهای دلسوز نبودند، ما امنیت و آرامشی نداشتیم که بتوانیم حتی آزادانه حرف بزنیم.
سحر با تأکید میگوید: من هنوز ممکن است در بعضی مسائل نظرم با برخی سیاستها متفاوت باشد، اما حالا مطمئنم که وطنم را نباید ترک کنم و باید برای امنیتش کنار مردمم و کنار این خاک بایستم.
وطن، امنترین و مهربانترین پناهگاه من است
علی که خود را پیش از این مخالف بسیاری از ساختارهای حاکم میدانست، حالا پس از حوادث اخیر با نگاهی متفاوت در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان» میگوید: من قبلاً تحت تاثیر حرفهای سلبریتیها و رسانههای خارجی بودم. فکر میکردم خارج از این کشور برای من آینده بهتری هست. اما وقتی دیدم دشمن بدون هیچ پردهای به ایران حمله کرد، فهمیدم که ما همه در یک کشتی هستیم و اگر این کشتی غرق شود، هیچکس برای ما دل نمیسوزاند.
او ادامه میدهد: نیروهای نظامی و امنیتی کشور با جانشان از ما دفاع کردند. من با چشم دیدم که امنیت و وطندوستی یک شعار نیست. واقعاً اگر این نیروها نبودند، معلوم نبود چه بلایی سر مردم میآمد. من امروز افتخار میکنم که ایرانی هستم و باید در کنار وطنم باشم، حتی اگر انتقاد داشته باشم.
علی میگوید: من دیگر نمیگذارم دشمن از اختلافات ما سوء استفاده کند. حالا میدانم وطن، امنترین و مهربانترین پناهگاه من است.
این خاک، خانه ماست
خانم حسینی، مادری که چند فرزند تحصیلکرده و بیکار دارد و از گرانیها گلایهمند است در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «دیار رومشکان» با وجود همه سختیها میگوید: من هم از مشکلات گلایه دارم، گرانی فشار آورده، چند سال است بچههایم دنبال کار هستند، ولی وقتی دیدم رژیم صهیونیستی به کشورم حمله کرد، به خدا دلم لرزید. فهمیدم هر چه هست، این خاک، خانه ماست.
او با ناراحتی اما قاطع ادامه میدهد: بچههای من هم ناراضی بودند، گاهی دلخور، اما حالا میفهمند این سربازها، این پاسدارها، این بچههای بسیج، برای ما ایستادهاند. آنهایی که جان میدهند تا ما بمانیم.
خانم حسینی میگوید: من هنوز درد بیکاری بچههایم را دارم، اما حالا به پسرهایم میگویم شما به این خاک بدهکارید. ما باید با هم باشیم. دشمن معلوم شد کیست. امروز وقت با هم بودن است. ایران خانه ماست و هیچ جای دنیا برای ما ایران نمیشود.
انتهای خبر/












