به گزارش دیار رومشکان، بحران: واژهای نام آشنا، همراه با تنش، استرس و ناپایداری که همه افراد جامعه را درگیر میکند.
مقابله با هر بحران واکنشی خاص میطلبد چرا که روزمرگیمان را به هم ریخته و آشفتگیهای جدید به بار آورده است.
بیشتر که فکر کنیم؛ بحران خوبیهایی هم دارد که باید دیده شوند، چرا که فرصتهایی را به دنبال دارد.
اینجا راهمان از هم جدا میشود! جمعیت کثیری که وامصیبتا سر میدهیم و اندک انسانهایی که همواره در سکوت در تلاشند؛ گاهی برای آرامش طبیعتی که آتش به جانش انداختهاند؛ گاهی برای یافتن آن چیزی که دیگران بحران مینامندش!
بله، دوستداران طبیعت؛ همانهایی که یک روز دامان طبیعت را از شعلههای ناجوانمردانه آتش سوزان که سوغات انسان است رها میکنند و گاهی آب رها شده از شکستگی تحمیل شده همان انسانها را راهی ریشههای درختان تشنه میکند.
بیایید کمی در بحران باشیم، شاید سیراب نمودن درختان، تسکین دهنده داغمان باشد در شکستگی لوله.
کمی در بحران باشیم، شاید خنده و بازی با کودکانمان تسکینی باشد بر عزای قطعی اینترنت در اذهانمان.
بیایید کمی در بحران باشیم، شاید قطعی برق بهانهای شود برای جزء قرآنی که نذر کردیم و در غیاب اینستا و واتساپ بتوانیم ادایش کنیم.
بیایید کمی در بحران باشیم شاید جواب سوال مادرمان را چشم در چشم بدهیم نه غرق در گوشی و دنیای مجازی!
جدا از مسائل دیگر مثل رسیدگی یا عدم رسیدگی مسئولان به موضوعات مختلف یا مواردی خاص، و یا جدا از میزان رعایت و یا نقض قوانین و مقررات اجتماعی و عرفی توسط افراد مختلف جامعه؛ گاهی مواقع وجود یک بحران، تلنگری لازم است برای آنکه اعمال و کردار خودمان را با ترازوی وجدان خود بسنجیم و بیندیشیم که حاصل کردارمان به رویش نهالی تازه کمک کرده یا در سوزاندن درختی تنومند دخیل بوده!



انتهای خبر/












