این مطلب مناسب تمام گروه های سنی است، هم دختر و پسرهای مجرد که در شرف ازدواج هستند هم زوجینی که ممکن است چندین سال از زندگی مشترکشان گذشته است و هنوز نمیتوانند ارتباط خوبی با خانواده همسرشان برقرار کنند.« الهام امینی روان شناس و روان درمانگر» در مورد اصول درست ارتباط با خانواده همسر برایمان چنین میگوید:

در ابتدا ما برای اینکه بتوانیم یک رابطه موثر با خانواده همسرمان داشته باشیم باید نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم. اگر با یک مثال بخواهم عرض کنم ما زمانی که وارد یک کشوری میشویم معمولاً یک راهنمای سفر داریم تا بتوانیم نسبت به فرهنگ آن کشور و نسبت به موقعیتی که داریم شناخت پیدا کنیم تا مدتی که در آنجا هستیم بتوانیم سفر خوبی را تجربه کنیم. در ارتباط با خانواده همسر هم ابتدا باید شناخت پیدا کرد تا بتوانید ارتباط بدون چالش و تنش کمتری را تجربه کنید. قبل از ازدواج در دوران آشنایی زمانی که نسبت به همسرتان شناخت پیدا میکنید باید نسبت به خانواده او هم شناخت پیدا کنید. «اینکه با خودش میخواهم زندگی کنم نه خانواده اش!» متاسفانه باور غلطی است که بین دختر ها و پسرها رایج است. در حالیکه همسر آینده شما میوه همان خانواده است و با همان فرهنگ و ساختار تربیتی پرورش یافته است و نمیتوان آنها را جدا از هم دانست. در دوران آشنایی شناخت نسبت به خانواده ممکن است کامل اتفاق نیافتد و نتوانید کامل از سبک زندگی آنها مطلع شوید. این شناخت در دوران عقد کامل تر میشود.
*مشاهده گر باشید و شنونده!توصیه ی اساسی در دوران عقد این است که ابتدا وقتی وارد خانواده همسر میشوید بیشتر مشاهده گر و شنونده باشید. با انجام این دو کار میتوانید نسبت به خانواده شناخت پیدا کنید. شیوه ی رفتار والدین با یکدیگر، شیوه ابراز احساسات خانواده، نوع تعاملاتشان، شیوه گفتگو آنها، شیوه پذیرایی و میزبانی آنها و … مشاهداتی هستند که به شما شناخت میدهد. برای مثال وقتی مشاهده میکنید یکی از افراد خانواده فردی است که مدام غیبت میکند یا دیگری فردی حساس و زودرنج است یا فردی کنجکاو اطراف خود میبینید، باعث میشود با توجه به شناخت ارتباط خود را با این افراد تنظیم کنید. حد و مرزهای خود را در رابطه مشخص کنید. *چالش های عروس و مادرشوهر! ممکن است در ارتباط با مادر همسر خود دچار چالش شوید. خیلی از خانمها تصور میکنند این چالش ها فقط باید توسط همسرشان حل شود. اما واقعیت اینطور نیست. در ارتباط با خانواده همسر هر جایی با چالش مواجهه شدید طبق شرایط و موقعیت و اینکه با چه فردی دچار مشکل شدید باید تصمیم گیری کنید که خودتان مسئله را حل کنید یا همسر. میتوانید از همسرتان جهت حل مشکل کمک بگیرید. چون شناخت همسرتان نسبت به خانواده اش بیشتر است و میتواند در گرفتن تصمیم مناسب به شما کمک کند. یک زمانی همسرتان ترجیح میدهد خودش مشکل را حل کند اما زمانی از شما میخواهد خودتان مشکل را حل کنید. نکته اساسی این است که هیچ گاه همسرتان را بین خودتان و خانواده اش قرار ندهید. چون همه ی شما برای او دوستداشتنی هستید و هیچ گاه تمایل ندارد هیچ کدام از شماها را از دست بدهد. اگر خودتان را جای او بگذارید قطعا خودتان هم همین حس را دارید.
*نشان دادن حد و مرزها در رابطه!هر رابطه ای نیاز به حد و مرز دارد. در ارتباط با خانواده همسر هم باید حد و مرزهای خودتان را با آنها مشخص کنید. مرز های رفت و آمدی، مرزهای گفتگو، حریم های شخصی و … متاسفانه بعضی از دختر خانم ها از ابتدا برای خودشان حد و مرزی مشخص ندارند و در جمع خانواده همسر ابتدا صمیمیت بیش از اندازه نشان میدهند. این باعث میشود در موقعیت هایی احترام او حفظ نشود و به حریم او احترام گذاشته نشود که دلیل این امر نداشتن حد و مرز است. این را به خاطر داشته باشید اساس رابطه با خانواده همسر صمیمیت نیست احترام است، احترام دو طرفه.

*ارزش های زندگی خودت را حفظ کن!هر فردی در زندگی یک سری ارزش ها برای خود دارد اما سوال اینجاست در ارتباط با خانواده همسر باید بر اساس ارزشهای خودمان رفتار کنیم یا طرف مقابل؟ این مسئله وجود دارد ما اگر بخواهیم همیشه مطابق سلیقه طرف مقابلمان رفتار کنیم سلامت روح و روان خودمان به هم میریزد. مثلاً فرض کنید یک زمانی طرف مقابلمان هر موقع به ما میرسد میخواهد با کنایه با ما صحبت کند، دروغ بگوید اگر ما هم بخواهیم شبیه او باشیم بعد از مدتی سلامت روان خودمان را از دست میدهیم. این نکته خیلی مهم است که ما در یک رابطه بر اساس ارزشهایمان زندگی کنیم چون اگر چنین نباشد به مرور باعث افسردگی و ناامیدشدن از این رابطه میشود.*مشکلات با خانواده همسر باعث نشود خودتان را فراموش کنید! هر کدام از شما در زندگی ارزش های دارید. اگر ارزش شما در رابطه احترام است ولی فرد مقابل شما احترام نمیگذارد، شما احترام خود را بگذارید! می پرسید چگونه؟ محترمانه ناراحتی خود را از رفتار طرف مقابل اعلام کنید. اینکه ناراحت هستید و اینکه ارزش شما احترام است با هم هیچ منافاتی ندارد و اینطوری ارزش های خود را هم نادیده نگرفته اید. اگر بخواهید در طول زمان مدام طبق رفتار های طرف مقابل رفتار کنید دیگر خودتان نیستید بلکه شبیه طرف مقابل هستید و این چرخه باعث میشود شما بعد از مدتی حال خوبی نسبت به خود و رفتارتان نداشته باشید چون از ارزش های خود فاصله گرفتید و این فاصله گرفتن باعث میشود سلامت روان شما به خطر بیفتاد.
*اما کلام آخرزندگی یاد گرفتنی است و بدون یادگیری و آموزش دیدن شما نمیتوانید روابط و زندگی با کیفیتی داشته باشید. برای اینکه سطح کیفی زندگی شما سالم و شاد باشد با آموزش دیدن سرمایه گزاری کنید.
انتهای خبر/












